سي و يك شهريور ۱۳۹۰ سي و يكمين سالگرد شروع جنگ عليه ايران و دفاع جانانه مقدس ما بود.
جنگيديم و جنگيديم و جنگيديم ....
تا پيروز شديم .
برهواي نفس
بر حيله و مكر دشمنان
در پيروي از ولايت پيروز شديم .
ديگر امامي نداشتيم كه دور و برش خالي از شيعه و پيرو واقعي باشد . بلكه مرداني از جنس آّهن گرداگردش جمع شدند و او را تا بذل مهجه ياري دادند .
اين بذل مهجه ها و اين خونها نهالي را آبياري داده كه حالا به بار نشسته .
مطمئنم آن شهدايي كه زنده اند و عند ربهم يرزقون اند دارند نتيجه استقامت و دلاوري هايشان را ميبينند .
ميبينند و مانند و ما و رهبرمان كه فرمود : خداي حكيم و قدير را سپاسگزاريم كه خون شهيدان ما ضايع نگشت و اين فداكاري ها جان تازه اي به امت اسلام بخشيد ، آنان نيز نزد پروردگارشان شاكرند.
اكنون تو ! چفيه ي بصيرتت را روي زخم هايي كه نفاق بر جانت زده محكم ببند ....
پيروزي نهايي در پيش است.
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ
1 . اين ادويه بيشتر براي غذاهايي كه گوشت قرمز در آن ها به كار ميرود استفاده ميشود . بخصوص آبگوشت و كتلت .
البته براي انواع ترشي و مثل ترشي بادمجان بسيار مطبوع است .
اميدوارم مورد پسندتان واقع شود .
جعفري خشك (آسياب شده) _________6 -5 ق غذا خوري
شنبليله خشك ________________نصف ق غ
تره خشك___________________2 ق غ
ترخان خشك ________________ نصف ق غ
ريشه جوز هندي_______________ 1 ق غ
دارچين __________________ 1 ق غ
گلپر__________________ نصف ق غ
فلفل سياه_________________ نصف ق غ
پودر زيره _______________ 2 ق چ
ميخك _________________ 1 قاشق چايخوري
زدچوبه ___________________ به ميزان دلخواه
______________________________________________
2 . اين ادويه پودر قوره ميخواد در درجه اول كه بايد قوره عسگري رو بگيريد و بشوريد و دون كنيد و خشك و آسياب كنيد. حالا ادامه....
1. پودر قوره _____________5 غذاخوري
2.پودر سماق______________ 2ق غ
3.پودر زيره سبز ___________2 ق غ
4. زردچوبه _____________2 ق غ
5.دارچين _______________1ق غ
6.فلفل سياه ______________1 ق غ
7.پودر كاري ____________ 2 ق غ
8. پودر زنجبيل ___________1 ق غ
9. پودر ليمو عماني _________2 ق غ
10. نمك_______________1 ق غ
داشتم عكس هاي تشييع پيكر شهيد محمد غفاري كه توسط گروهك تروريستي پژاك به شهادت رسيده را نگاه ميكردم كه ناگاه اشكم جاري شد و دلم لرزيد و احساس دين كردم به اين شهيد...
اگر من اينجا ، راحت روي صندلي نشسته ام و وبگردي ميكنم ...
اگر من فرزندم را با آرامش در آغوش ميكشم
آن سوي كشور رشادت و شهادت مرداني بزرگ اين آرامش را برايم آفريده .
خدايا كمكم كن بتوانم حق اين شهدا را ادا كنم ....
خدايا كمكم كن بتوانم فرزندي تربيت كنم كه بتواند حق شهدا را ادا كند .

اين عكس را كه ديدم ياد دل مادرش افتادم كه جوانش تازه قد كشيده بود و حتما با خودش فكر ميكرد كه جوان خوش سيمايش حالا حالا ها هست .
امروز آمدم به مسلماناني كه به پاخاسته اند فقط اين را بگويم كه ما هفده شهريور هاي زيادي داشتيم ...
مثل الان شما ....
پس استقامت كنيد.
كه خداوند ملائكش را برشما نازل كرده كه نترسيد و غمگين مباشيد
و بشارت باد برشما پيروزي نهايي
كه همان بهشت است!
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران .
رسانه ي ملي .
براي مردم مسلمان ايران .
شبكه سه .
سريال پيك راستان.
اين سريال با عروسي يك زوج جوان و روشنفكر و البته نوع دوست شروع شد .
اين زوج با هم قرار گذاشته بودند از همان شب اول زندگي مشترك داستان پيك راستان را با هم شروع كنند ..
آهان ! يادم رفت بگم ... اين زوج با هم همكارند... نويسنده .
يك قرار ديگر هم با هم گذاشته بودند كه اين قرار را هم عملي كردند و آن ديدار از آسايشگاه سالمندان در روز اول زندگي مشترك بود .
زوج مهربان روز اول زندگي مشترك با ماشين گل زده ي عروسي و شيريني به ديدار سالمندان رفتند .

از شب عروسي ميگفتم ....
عروس و داماد تا سحر داشتند روي داستان كار ميكردند كه ساعت 4 صبح يك بنده خدايي زنگ خانه را به صدا در آورد . آمده بود لباس عروس را ببرد .و ما فهميديم كه عروس خانم N تومان براي خريد لباس عروس هزينه نكرده است !
حين كار آقاي داماد خوابش برد و عروس خانم تنهايي به تخيل و نوشتن پرداخت .
سكانس بعدي اين بود كه جناب داماد با نون تازه خدمت نوعروسش كه روي ميز كار خوابش برده مي رسد و او را به خوردن صبحانه دعوت ميكند .
راستي يادمان رفت ....
اي داد بي داد!!!
روز اول زندگي مشترك نماز صبحشان قضا شد!
از تلويزيون شنيدم كه شهيد رجايي ميگفتند :
يكي از برادران به من گفت كه همه به شما درود ميفرستند ،
من گفتم هيچ كس به من درود نميفرستد!
اينها به اسلام درود ميفرستند
ميبينند كه من اسلام را اجرا ميكنم
پس درود ميفرستند.
(نقل به مضمون )
اين بنده مسلمان خداست كه هر گاه نماز اول وقتش ترك ميشد ، فرداي آن روز براي تنبيه خودش روزه ميگرفت .
روحش شاد!

سرِ ظهر است. توي صف اي.تي.ام ايستادهايم. همينطور كه با بادبزنِ دستي خودش را باد ميزند با يك لحن ترحّمآميز ميپرسد: «شما با اين چادر مشكي توي اين هواي گرم آبپز نميشي؟! از اين به بعد كه ديگه واويلا ميشه از گرما! با اين چادر كلافه نميشي؟!» ميآيم بگويم سخت كه هست ولي... ولي نميگويم، كسي انگار درِ گوشم زمزمه ميكند: قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا.1
1. «بگو: آتش جهنّم گرمتر است.» آيه 81 سوره توبه
برگرفته از وبلاگ بهارنرنج
با ياد خدا
اين مكالمه بين تني چند از علماي تبلاگ بوده كه تقديم دوستان مي شود:
زهرا:
شما چرا اين قدر حساسين روي اين مسئله(زن دوم)؟؟ من نمي گم خيلي روشن
فكرم ولي خيلي هم برام اهميت نداره... شما كه قصد ندارين حلال خدا رو حروم
كنين؟
صهبا:
تو ديگه خيلي منور الفكريييييي
من خيلي بهش فكر كردم ولي واقعا نمي تونم
شايد اگه مثلا جنگ بشه يا مصلحتي پيش بياد كه زن بيوه بي سرپرست زياد بشه قبول كنم ولي در شرايط عاد ي اصلا نمي تونم چنين شررايطي را تحمل كنم
تازه به نظر من الگوي مطلوب خانواده از نظر اسلام تك همسري هست مگر اينه واقعا مصلحتي پيش بياد
در اين باره خيلي مطلب خوندم
حميده:
اخه مشكل اينجاست كه اين حلال خدا با از هم پاشيدن يه زندگي ديگه اتفاق مي افته ..اما واقعا زهرا جان مگه هرچيز حلالي بايد انجام بشه ؟ هر چيز حلالي رو بايد بخوريم ؟
زهرا جان احكام خدا جا و مكان مخصوص به خودش رو داره ...
صهبا:
وقتي خود خدا ميگه ما "جعل الله لرجل من قلبين في جوفه"
من اجازه ندارم دوست نداشته باشم كس ديگه اي به جز من تو قلب همسرم باشه؟
صهبا:
حميده زهرا منظورش همينه كه چرا بايد يك خانواده براي حلال خدا از هم بپاشه...
به نظر من وقتي ازدواج دوم مرد از سر هوسراني نباشه امكان اين كه دو تا زندگي پايدار باشن هست ولي امان از وقتي كه مردي از يك زن سرد بشه بره سراغ يك زن ديگه...اون وقته اون عدالتي كه بايد بين چند همسري رعايت بشه نميشه و يك زندگي از هم مي پاشه
هدي:
دقيقا حميده جون ها
اگه تو گذشته دوهمسري بوده زندگي هر دو زن حفظ ميشده ولي الان ديگه نميشه و حتما يكيشون ضرر ميكنن و بهشون ظلم ميشه
حميده:
چقدر داد بزنم زهرا ...ديگه نبينم از اين حرفا بزني ...
صهبا جان به خدا كسي كه من ميشناسم هنوز همسر اولش رو دوست داره و براش همه كار ميكنه اما واقعا فكر ميكني يه مرد 40 ساله كه با دختر15 صيغه ميكنه و همه اون خاطرات دوران اول ازدواجش رو با يه دختري كه كله اش داغه اين كاراست تكرار ميكنه ، هوس نيست ؟؟؟؟ به جان خودم هيچكدومش از روي عقل و خرد نيست همش هوسه ... اگه به خاطر كمك ماليه ميتونن همين كمك رو به يه پسر جوون بكنن تا بتونه با اين جور دخترا ازدواج كنن ...
خدا تو قرآن ميگه اگه ميتونيد عدالت برقرار كنيد كه نميتونيد (لن تستطيع ) هرگز نميتوانيد ...بابا نفي ابده !!! خدا خودش بنده اش رو ميشناسه كه نميتونه عدالت برقرار كنه حالا بنده ها از خدا فهميده تر شدن ميگن ميتونيم !!!!
اگه از لحاظ مالي بتونه از لحاظ روحي نميتونه ....
زهرا:
جواب تمامي ايرادهاي وارده از قبيل رعايت عدالت و هوي و هوس و غيره را شهيدمطهري در كتاب آشنايي با قرآن4 كه تفسير سوره ي نور ه ميدن .
عاليه:
زهرا جان بايد زندگي يه مرد چند زنه رو از نزديك ببيني اونوقته كه متوجه ميشي رعايت عدالت به شدت سختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته.از نزديك ديدم ميدونم....
با خيانت مخالفم نه با ازدواج دوم.مگه نه اينكه ازدواج دوم بايد با رضايت زن اول باشه.....الان تو اينجور جريانات واقعا اين طور هست.در ضمن چرا حضرت علي در كنار حضرت زهرا همسر ديگه اي رو اختيار نكرد يا پيامبر در كنار حضرت خديجه.يا امام خميني خودمون يا آقا يا آقاي بهجت.....پس هر حلالي شايسته انجام نيست!
البته كنارش آقاي قاضي رو داريم كه 4 تا زن داشت البته خانم هاشون هم اكثرا مشكلي داشتند.(مشكل جسمي(
زهرا:
حميده جان من هم دقيقا اين آيه منظورم بود كه شهيدمطهري توي كتاب آشنايي با قرآن ج 4 دفع ايراد كردن... تازه اگر فعلش واقعا نفي ابد بود كه خود پيامبر اولين مثال نقض اش بودن.
هدي:
زهرا جان يعني خودت واقعا اگه همسرت خداي نكرده بخواد يه زن ديگه بگيره راضي هستي؟
زهرا:
همسرم يه بار قرار بود بره چك(كشور چك) براي ارائه مقاله چون ما رو نمي تونست ببره نرفت... اون بار بهش گفتم كه دنيا هميشه اين طور آروم و خوش خوشان و به كام ما نمي مونه... هر وقت به من دسترسي نداشتي و دور از هم بوديم مختاري ازدواج كني... واقعا هم خيلي مسئله اي ندارم جز شماتت اطرافيان وگرنه ببين الان من چقدر از اجتماع و تحصيل و غبره فاصله گرفتم، تازه در خانواده هم ايده آل عمل نمي كنم... در اون صورت همه چي تقسيم مي شد و من به علاقه مندي هام مي رسيدم
عاليه:
خيلي باحالي زهرا.تو خودت داري شرايط ويژه رو ميگي.دور از هم و .....
كي ميگه چند همسري تقسيم وظايف مياره؟
زهرا:
البته من الان از دور مي بينم... و شرايط واقعي رو نمي تونم تجسم كنم. خدا آدم رو با امتحان هاي سخت امتحان نكنه...
البته كه اين طور كه دارم با شما بحث مي كنم با ايشون ابدا بحث كنم (در مورد حرف شهيد مطهري و قرآن و غيره) ولي بحث اش كه ميفته به شوخي حساسيت نشون نميدم...
فرزانه:
به قول حميده جون
وقتي يك مرد ديگه وجود داره كه ميتونه با دختر جوان مجرد ازدواج كنه بهتره پولش رو بهش بدن تا امكان ازدواجش فراهم بشه
-
الان همسران شهيد ما خيلي خيلي عفيف هستند
اما آيا چنين زناني كه اون زمان فداكاري كردند و شوهرانشون رو جنگ فرستادند و شوهرانشون شهيد شدند
نبايد جامعه به فكرشون باشه؟
دين اسلام خيلي دين قشنگيه كه همه جانبه حقوق همه رو رعايت كرده
اسلام هيچ وقت نميگه مرد بره دختر دم بختي رو بگيره كه يك پسر ميتونه بگيره
اسلام ميگه همون همسر شهيد (يك زن كه شوهر نداره) مثلا چند تا راه داره :
1-تقواي خدا
كه خيلي خيلي سخته و اكثر همسران شهدا همين راه رو پيش گرفتن
2- زنا و بي عفتي
3-ازدواج
حالا اگه مردي براي چنين زناني پيدا نشود مجبورن زن دوم بشن . بهتر از اينه كه به حرام بيفتن.
دوستان ما بايد در مورد ازدواج دوم هميشه به اين فكر كنيم كه اين ازدواج باعث ميشه كار حرام در جامعه انجام نگيره . نبايد حرام در جامعه انقدر عادي باشه و حلال انقدر قبيح باشه.
اما هممون ميدونيم كه چنين شرايطي كه براي يك زن بيوه يا مطلقه يا مجرد مردي نباشد خيلي خيلي خيلي كم پيش مياد و الان در جامعه ما هنوز چنين شرايطي ايجاد نشده.
اين همه مرد متاهل طلاق گرفته و زن مُرده و مجرد
كبوتر با كبوتر باز با باز
ربط اين ضرب المثل رو فقط خودم فهميدم فكر كنم هههههههههههههه
هدي:
واقعا ايمانت خيلي قويه زهرا جان
و يا شايد خيلي خيلي عاشق همسرت هستي و حاضزي خودت سختي بكشي ولي همسرت راحت باشه
تشوييييييييييييييييييييييق
زهرا:
عاليه جان
با گفتن اون شرايط ويژه هم شوهرم كلي ناراحت شد نتونستم عموميتش بدم...
بلاخره يك انسان مورد اعتماد پيدا ميشه كه بچه آدم رو نيگه داره.
هدي:
اون زنه مگه بيكاره بياد بچه تو رو نگه داره؟؟؟
خودش هم زندگي و بچه و درس داره حتما
بعد هم اين همه زنها بودن كه بچه دار نميشدن رفتن براي شوهراشون زن گرفتن ولي بعد همين كه ديدن همسرشون به يكي ديگه هم داره محبت ميكنه حالشون اساسي گرفته شده
باوركن خيلي سخته تحمل اين موضوع
زهرا:
نه بيكار نيست ولي مي تونه كمك كنه و بالعكس... مي دوني اگه من روزي بچه م رو دو ساعت نبينم چقدر انگيزه زندگي و خانواده داري بيشتر ميشه؟؟
امضا: خانوم تنارديه!!!(از شدت بدجنسي(
صهبا:
حميده جان اين كه خودخدا گفته هيچ وقت نميتونيد عادل باشد تا چند وقت پيش هم استدلال من بود ولي دراين باره خانم آقاي پناهيان (الان حميده منو ميزنه) گفت منظور اون عدالت محبتي رو ميگه نميتونيد هيچ وقت. ولي گفته عدالت مالي بايد بين زنها رعايت بشه...بعدا تفسير هم خوندم ديدم راست ميگه
فرزانه:
در مورد عدالت من هم همين رو خوندم كه شما گفتي
اون عدالتي كه واجبه عدالت ماليه نه محبت
زهرا:
در مورد عدالت شهيد مطهري ميگن:
آيه قبل در مورد مال يتيمه... و اگه با اون پول كار مي كنين عدالت رو در حق اون ها رعايت كنين اگر نمي تونين رعايت كنين با اون ها(يتيم هايي كه با پولشون كار مي كنين) ازدواج كنين... يعني رعايت عدالت به پول بر مي گرده نه به خانوم ها
فاطمه:
زهرا جان من اوايل ازدواج مثل شما فكر ميكردم و زن دوم همسرم رو همچين غول هم نميديدم ولي الان كه همسرم از همكاراش ميگه يا تو ني ني سايت از خيانت و زن دوم و اينا خوندم واقعا به اين نتيجه رسيدم كه مرد بايد خيلي ذات كثيفي داشته باشه كه بره با يه زن ديگه البته در شرايط زندگي معمولي .
مگه خودش بي عيبه يا همه مرد هايي كه نشستند سر زندگيشون دارن زندگي ميكنن زناشون بي عيب و نقصن ؟
الان سال چندم زندگيت هستي ؟
حميده:
معتقدن كه اين عدالت بايد همه جانبه باشد چه مالي و چه روحي ... براي خودشون هم دلايل محكمي دارن ...
وصد البته عاليه جان كه اين قضيه رضايت زن اول يك مسئله قانونيه و شرع همچين شرطي رو نذاشته !!!!!!!!!!! به اضافه اينكه تو عقد دائم چنين شرطي هست براي صيغه كه آزاديه !!!
آما ...آما ...
من به اون فاميلمون كه همه اين بحثا رو پيش كشيد تا كارش رو توجيه كنه گفتم : من از تو به همه اين مسايل اشنا ترم و هوارتا ايه و قانون و روايت اوردم كه چند همسري حلاله واين شرايط فقط قانونيه و شرع ازادتر از اين حرفاست ...ولي ولي ...
مهم چيز ديگري است : مهم اون عهد وپيماني هست كه زن و شوهر موقع عقد با هم ميبندن ...چرا اسمش ر و گذاشتن عقد ؟ يعني گره دادن دوتا روح به هم !! وقتي من تعهد دادم كه اين خانوم رو همه جوره تامين كنم اگه رفتم دنبال يكي ديگه اون وقت بزرگترين مسئله اينه كه من تعهد شكني كردم ... چيزي به نام شروط ضمن عقد شنيديد ؟ مثلا طرف تعهد ميده اجازه بده خانومش درس بخونه اگه نذاره اين كار رو بكنه مديونه و بايد پاسخگو باشه ....
ببينيد احكام شرعي بايد طوري بيان بشن كه اگه جامعه زماني به مشگلي برخورد راه حل وجود داشته باشه و مسئله چند همسري رو هم براي اين قرار دادن كه اگه روزي جامعه به مشكل زنان بيوه و يا مجرد و زياد برخورد كرد باعث گناه نشه (همونطور كه فرزانه جونم كه باهاش قهلم هههههههههههههههه گفت (
خلاصه اينكه جداي تفسير اون آيه كه اختلاف نظر توش وجود داره پيمان شكني تو اين قضيه اصله !
ببينيد چه علتي داره زن و مردي كه به هيچ وجه با هم محرم نيستن و حتي نگاههاشون روبايد كنترل كنند به واسطه چند كلمه چنان به هم نزديك ميشن كه ..
اين چيز جز تعهد قلب و روحي نيست وگرنه چندتا كلمه چه اثري تو اين محريمت داره ؟ و مرد با اين عقد و تعهد به زن و خونواده اش اطمينان ميده ...حالا اين مرد بدون دليل (دقت كنيد ) بدون دليل بره يكي ديگه بگيره حالا چه صيغه چه دائم ... اولين اتفاقي كه مي افته اينه كه زن سلب اعتماد مكنه از شوهرش ! و اين اساسي ترين آجر تو ديوار زندگيه كه اگه خراب بشه كل ديوار فرو ميريزه ...
وصل الله علي محمد و آله
زهرا ...اگه يه روز يكي از اطرافيانت اين كار ور بكنه متوجه ميشي كه چقدر زشته ! من اوائل ازدواجمون اينقدر احساساتم نسبت به همسرم شديد بود كه به ديگران ميگفتم اگه همسر من يه روزي با يكي ديگه احساس خوشبختي بكنه من بهش ميگم برو با اون خوشبخت باش چون همسرم رو خيلي دوست دارم و دلم نميخواد اذيت بشه دلم ميخواد با اوني كه دوست داره زندگي كنه و اززندگي لذت ببره ...اما الان كه طعم زندگي رو باهاش چشيدم و 7سال باهم نفس به نفس زندگي كرديم حتي فكر چنين چيزي برام آزار دهنده است ...
زهرا جونم مردي كه با ديدن يه زن يا دختر ديگه دست وپاش شل بشه و هوس ازدواج با يكي ديگه به سرش بزنه بهتر كه بره كف خيابون !!!!!!!!!!!
هههههههههههههههههههههههههههههههه
هههههههههههههههههههههههههههههههه
فاطمه:
ببينيد به نظر من اين صيغه يا حتي حتي عقد دائم زن دوم و سوم يه چراغ اضطراريه تو دين كه اگه كسي گير كرد دچار گناه نشه . الان متاسفانه مرد هاي جامعه ما از روي تنوع طلبي و هوسبازي دين رو ميكنن سپر خودشون كه خلاف شرع كه نكرديييييييم محرمه ! ولي نه شرع رو ميشناسن و نه عشق و عاطفه و پايبندي به زن و زندگي رو !
زهرا:
حميده ... با شرط ضمن عقد موافقم... ولي... ولي چند درصد زن ها چه توي شرايط خاص چه غبرشرايط خاص حاضرن امضا بدن؟؟؟ اگه يه مرد اين استفتاء رو ببره پيش مرجع تقليدش كه من مي خوام زن بگيرم ولي مطمئن م زن اول م راضي نيس... جواب مرجع تقليد به اون منفي خواهد بود يا با دست مبارك بهش اجازه نامه ميده؟؟؟؟؟؟؟؟
اين عهد و پيمان چيزي يه كه ما مي نويسيم... حتي در مورد حق تحصيل و غيره... اگر زني واقعا فكر كنه به بهانه اين حق مي تونه بره تحصيل كنه و ايضا زندگي عشقولانه و آرومي داشته باشه... محاله...
آيت الله بهجت قدس سره فرمودند: اگر كسي بخواهد حضور قلب تحصيل كند،
لحظه اي كه درنماز، توجه پيدا مي كند، اختيارا قلب خود را
منصرف {به غير} نكند.
همين اقدام، سبب دوام حضور مي شود.{ تا }عمل نكند،
نمي فهمد.( يعني نمي تواند آثار و بركات
اين دستورالعمل را بفهمد .)
صبحانه
نهار
شام
ميانوعدهها
بي تو اينجا همه در حبس ابد،
تبعيدند سالها،
هجري و شمسي همه بي خورشيدند
سيرتقويم جلالي به جمال توخوش است
فصلها راهمه با فاصله ات سنجيدند
توبيايي همه ساعتها، ثانيه ها
از همين روز همين لحظه همين دم عيدند
اللهم عجل لوليك الفرج .
شما هم ميگيد ( با يك گل بهار نميشه ؟(
اگه اون گل مهدي زهرا باشه چي ؟ بهار ميشه ؟
الكي كه نيست گفتن ربيع الانام ...
خدايا ميشه امسال يك گل شكوفا بشه و اون هم مهدي زهرا باشه ؟
سال نو مبارك
چه خوش است صوت قران زتو دلربا شنيدن
*به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن
چه شود شميم بويت برسد به عاشقانت
و سپس صدايت اي دوست زبر شفا شنيدن
چه شود ببينمت من بدرون اين هياهو
و ادا كنم نمازي زبر نوا شنيدن
تو كجايي اي بهاري كه وصال تو برايم
شده يك نياز شيرين ز لبت ندا شنيدن
به اميد ان نگاهت كه رسد به عاشقانت
همه شب شده برايم سخن بيا شنيدن
تن و جان فدايت اين مهر كه نظركني به عالم
سو كنم به مسجدي تا طلوعت را شنيدن
* اين بيت تضميني است از علامه بحر العلوم
در حالات عالم رباني و عارف صمداني علامه بحرالعلوم (سيد محمد مهدي طباطبايي 1212) چنين نگاشتهاند:
روزي علامه وارد حرم مطهر حضرت علي ـ عليه السّلام ـ شد و مصرع اوّل اين شعر را خواند:
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن
يكي از حاضران پرسيد: چرا اين شعر را خواندهاي؟
علامه در پاسخ فرمود: وقتي وارد حرم مطهر اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ شدم، حضرت ولي عصر (عج) را ديدم كه در ناحيه بالاسر نشسته، با صداي بلند و شيوا قرآن ميخواند، از اين رو آن شعر را خواندم، هنگامي كه به حرم رسيدم، آن حضرت از حرم بيرون رفت.
بعد از مدت ها اتوبوس هاي بي آر تي امروز صبح ميزبان قدوم مبارك ما بود.
و بعد از مدت ها بي آرتي خلوت بود و ما نشستيم و پسر بازيگوشمان نبود و اجازه يافتيم بيانديشيم.
بعد از مدت ها از پشت شيشه ي بي آر تي مغازه هاي هفت حوض را چهار چشمي نگاه نكرديم .
اما هر از گاهي دختري در بي آرتي با لب هاي نارنجي جيغ - به چشمم ميخورد
زني با روسري آب رفته
پيرزني با كفش پاشنه هفت سانتي
دختر جواني با آن چهره ي زيبا اما ناخن هايش
تا چشم آدم به ناخن هايش مي افتد
بايد آدم چشم هايش را دودستي حفظ كند كه مبادا با
آنها كور شود .
جالب است
ميان اين همه رنگ و لعاب و ..
در ميان انديشه مان
چشم آدم به دختري مي افتد كه رنگ ندارد اما بيشتر ميدرخشد
هي فكر ميكنم هي فكر ميكنم
اين آدم علاوه بر ايمان يك چيز ديگر هم دارد كه بقيه ندارند
و
آن
فقط كمي اعتماد به نفس است!!
آفرين به تو زن با حجاب مسلمان ايراني
پي نوشت: شما فكر ميكنيد يه زن محجبه ديگر چه دارد ؟ و يك زن بد حجاب چه كم دارد ؟
حاج محمد اسماعيل دولابي در تعبيري زيبا از وظايف منتظران در دوران غيبت ميگويد:
پدر چهار تا بچه اينها را گذاشت توي اتاق و گفت اينجاها را مرتب كنيد تا من برگردم. مي خواست ببيند كي چه كار ميكند. خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه ميكرد ميديد كي چه كار ميكند، مينوشت توي يك كاغذي كه بعد حساب و كتاب كند براي خودش.
يكي از بچه ها كه گيج بود يادش رفت. يادش رفت. سرش گرم شد به بازي و خوراكي و اين ها. يادش رفت كه آقاش گفته خانه را مرتب كنيد.
يكي از بچه ها كه شرور بود شروع كرد خانه را به هم ريختن و داد و فرياد كه من نمي گذارم كسي اينجا را مرتب كند.
يكي كه خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسيد. نشست وسط و شروع كرد گريه و جيغ و داد كه آقا بيا، بيا ببين اين نميگذارد جمع كنيم، مرتب كنيم.
اما آنكه زرنگ بود، نگاه كرد، رد تن آقاش را ديد از پشت پرده. تند و تند مرتب ميكرد همه جا را. مي دانست آقاش دارد توي كاغذ مي نويسد، بعد ميرود چيز خوب برايش مي آورد. هي نگاه مي كرد سمت پرده و مي خنديد. دلش هم تنگ نميشد. مي دانست كه هم اينجا است. توي دلش هم گاهي مي گفت اگر يك دقيقه ديرتر بيايد باز من كارهاي بهتر مي كنم.
آخرش آن بچه شرور همه جا را ريخت به همديگر. هي ميريخت به هم، هي ميديد اين دارد ميخندد. خوشحال است، ناراحت نمشود. وقتي همه جا را ريخت به هم، همه چيز كه آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما كه خنگ بوديم، گريه كرده بوديم، چيزي گيرمان نيامد. او كه زرنگ بود و خنديده بود، كلي چيز گيرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گيج نباش. شرور كه نيستي الحمدلله. گيج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه كن پشت پرده رد تنش را ببين و بخند و كار خوب كن. خانه را مرتب كن.
با ياد خدا
آموزش خيلي خيلي ساده ي ويرايش مطلب رو ميزارم براي دوستان خوب خودم.
وقتي وارد صفحه ي مديريت شديد ليست نوشته ها رو ميبينيد دقيقا سمت چپ عنوان ابزار داريم زير عنوان ابزار اولين گزينه ويرايش مي باشد كه البته گاهي دكمه ي آن معلوم نميشه با موس روي آن برويد تول تيپ ويرايش ديده ميشود 
دارم به دنيا فكر ميكنم و ما فيها.
به آنچه سرگرممان كرده است يا بهتر است بگويم سرگرممان كرده اند.
زينت داده شده برايمان همه چيز.سرمان را گرم ميكنند به فستيوال ها، مسابقات؛ جنگ ها و ستيزها؛ و البته دغدغه اي برايمان مي آفرينند به نام درد نان!
كه حتي اگر براي خودمان اين درد را نداشته باشيم براي دوست و آشنا و فاميل به احتمال زياد غصه اش را خواهيم خورد.
عقب نگه داشته اند ما را تا؛
تا خودشان چپاول كنند. تا خودشان رياست كنند بر دنيا!
وقتمان را صرف ميكنيم براي همه آن سرگرمي ها، و يادمان ميرود اصولي بوده و هست كه پايه زندگي ماست.
اصولي كه برايشان به دنيا آمده ايم.چپ و راست را به جان هم مي اندازند؛ قرمز و آبي و سني و شيعه را...
تا وحدت نباشد. تا دغدغه هاي كوچك نگذارد سراغ دغدغه هاي بزرگ برويم.
اگر نيك بنگريم همه دنيا را درگير كرده اند. همه درگير بازي هاي آنها هستند.
اين فراماسون ها نمي گذارند انسان به آنچه بايد، بينديشد. بلكه برايش تعيين ميكنند به چه بينديشد!!!
براي اين كار همه تلاش و همت خود را به انضمام كسر كوچكي از دارائي هاي خويش را صرف كرده و ميكنند!
زنگ ها به صدا درآمده اند. اخبار تلاش آنها در حال انتشار است.
شما زنگي نشنيده ايد؟؟؟
ادامه معرفي اسباب سته(سته ضروريه):
.الاطعمه و الاشربه(خوردني ها و آشاميدني ها): غذاها از ديدگاه حكما علاوه بر اينكه بدل ما يتحلل(جبران و جايگزين آنچه كه مصرف شده است) مي گردند،بر اعضاي مختلف بدن اثر مي كنند؛يعني با توجه به كيفيت مزاجي خود و همچنين اعضاي مختلف بدن اثرات مثبت يا منفي از خود به جاي مي گذارند و جسم و روان شخص را تحت تاثير قرار مي دهند و به همين علت لازم است انسان دقت كافي در انتخاب آن چه كه مي خورد و مي آشامد داشته باشد تا تعادل مزاجي و به دنبال آن تعادل نفساني او به هم نخورد.
حكما طي قرن هاي متمادي غذاها را به 18 خانواده طبقه بندي كرده اند.
و اما ابتدا توضيح واژه هايي كه در اين طبقه بندي استفاده شده است:
لطيف: غذايي كه با اثر بدن بر روي آنبه سرعت هضم شده و مورد استفاده اندام ها قرار مي گيرد.مناسب براي افرادي كه به تازگي از بيماري بهبود يافته اند.مثل زرده تخم مرغ نيم برشت
كثيف:غذايي كه هضم آن براي بدن هزينه بر است و مواد زايد زيادي بر جاي مي گذارد.مناسب براي افراد پركار مثل كشاورزان و ورزشكاران؛چون اگر غذاي لطيف بخورند به سرعت تحليل مي رود.مثل گوشت گوساله
معتدل: از نظر سرعت هضم و جذب نسبت به لطيف و كثيف حالت بينابيني دارد.مناسب جهت افراد با مزاج معتدل
صالح الكيموس:غذاها از نظر عناصر تشكيل دهنده با هم متفاوت اند.اين دسته تركيب عناصر معتدل دارند و ميزان دم و بلغم و صفرا و سودايي كه از آن ها ايجاد مي شود اعتدال دارد و مزاج فرد را تغيير فاحش نمي دهد.
فاسدالكيموس يا ردي الكيموس:غذاهايي كه ميزان كمتر از حدي دم يا ميزان زيادي صفرا توليد مي كنند و در صورتي كه با مقادير زياد و مكرر از آن ها استفاده شود؛ باعث ايجاد بيماري مي گردند مثل سوسيس،كالباس،قارچ،كشك،پنير
كثيرالغذا: غذايي كه مقادير عمده اي اخلاط صالحه وانرژي ايجاد مي كند.
قليل الغذا: غذايي كه انرژي كمتري مي دهد و فقط شكم پركن است.
متوسط الغذا: مابين كثيرالغذا و قليل الغذا است.
18 گروه غذايي از ديدگاه طب سنتي:
1. لطيف صالح الكيموس كثيرالغذا – مثل زرده تخم مرغ نيم برشت،گوشت كبك،آبگوشت
2. لطيف صالح الكيموس قليل الغذا- مثل انار،سيب،كاهو
3. لطيف صالح الكيموس متوسط الغذا – مثل نان گندم پاكيزه
4. كثيف صالح الكيموس كثيرالغذا – مثل تخم مرغ برشته در روغن
5. كثيف صالح الكيموس قليل الغذا – مثل پنير تازه
6. كثيف صالح الكيموس متوسط الغذا – مثل گوشت گوساله
7. معتدل صالح الكيموس كثيرالغذا- مثل گوشت بره يكساله
8. معتدل صالح الكيموس قليل الغذا – مثل شلغم
9. معتدل صالح الكيموس متوسط الغذا- مثل گوشت بچه شتر
10. لطيف فاسد الكيموس كثيرالغذا – مثل ريه حيوان و كبوتر بچه
11. لطيف فاسد الكيموس قليل الغذا – مثل ترب و پياز و هر چيز تند و تيز
12. لطيف فاسد الكيموس متوسط الغذا – مثل نان فطير ردي الطبخ(ناني كه بد پخته شده و خوب تخمير نشده)
13. كثيف فاسد الكيموس كثيرالغذا – مثل مثل گوشت گاو
14. كثيف فاسد الكيموس قليل الغذا- مثل گوشت قديد (گوشت كهنه و كنسرو شده، سوسيس وكالباس)،بادمجان
15. كثيف فاسد الكيموس متوسط الغذا- مثل كلم
16. معتدل فاسد الكيموس كثيرالغذا – مثل كلم رومي
17. معتدل فاسد الكيموس قليل الغذا – مثل زردك(هويج ايراني با رنگ زرد متمايل به نارنجي)
18. معتدل فاسد الكيموس متوسط الغذا – مثل ماهي خشك كرده و دودي
آداب غذا خوردن:
بهترين نوبت ها اندر طعام خوردن، آنست كه در دو روز سه بار طعام خورند: يكروز بامداد و شبانگاه و ديگر روز نماز پيشين(موقع نماز ظهر)
و هر كه از پس طعام بخواهد خفتن،لختي ببايد راه رفتن به آهستگي تا طعام از فم معده(كارديا) فرو رود، پس بخسبد.
و مردم پير را كه قوت هاضمه كمتر باشد،طعام كمتر و لطيف تر بايد خورد ؛ و از گوشت چرب دست كشيدن بايد داشت، و به گوشت سرخ و مرق قناعت بايد كرد.
و بسيار غذاهاست كه يكروز و يكنوبت ،دو بهم نشايد خورد، چون گوشت نمكسو با سركه وشير نشايد خورد؛ و برنج با چيزي كه از سركه سازند نشايد خورد؛ و از پس هيچ ميوه تر،آب يخ نشايد خورد؛ و انگبين(عسل) و خربزه بهم نشايد خورد؛ و روغن و شير اندر چيزي كه از مس بود،نشايد داشت؛ ماهي تازه و شير و پنير تر و خايه مرغ بيكجا، نشايد خورد.